به گزارش یکتا هنر به نقل از ستاد خبری جشنواره سینماحقیقت، امروز پنجشنبه ۲۰ آذرماه و در دومین روز از نوزدهمین جشنواره بینالمللی «سینماحقیقت»، کارگاه «استراتژی در خلق دوباره حقیقت» با حضور گوران رادانوویچ، مستندساز اهل صربستان برگزار شد.
رادانوویچ سخنانش را با ابراز خوشحالی از نخستین حضورش در ایران آغاز کرد و گفت که تنها ده روز پیش جایزهای دریافت کرده که معادل «اسکار آسیایی» است؛ جایزهای که همزمان مجید مجیدی نیز در بخش دستاورد هنری آن حضور داشته و این موضوع برای او پیوندی تازه با ایران ایجاد کرده است.
او افزود که سالهاست هم فیلم داستانی و هم مستند میسازد و نوع پروژه برایش وابسته به حسی است که دارد و آنچه میخواهد بیان کند.
به باور او، فیلمهای داستانی فرصتی برای تخیل و روایتپردازیاند، اما مستندها بیشتر در قلمرو تحلیل قرار میگیرند.
گوران رادانوویچ بیان کرد: به خاطر شرایط مالی صربستان کشورهای ما ثروتمند نیستند وعلاقهای به تولید مشترک با اروپا ندارم، چون بوروکراسی آن پیچیده و فرساینده است. به همین دلیل سبک کار من به ساخت فیلمهای کمهزینه و سریع تبدیل شده است. وقتی تصمیم بگیرم درباره سوژهای فیلم بسازم، همان لحظه باید شروع کنم.
تقریباً تمام فیلمهایم درباره مسائل داخلی صربستان است
او توضیح داد: تقریباً تمام فیلمهایم درباره مسائل داخلی صربستان است، بر خلاف بسیاری از فیلمسازان غربی که به دلیل «روحیه پسااستعماری»، اغلب درباره کشورهای جهان سوم فیلم میسازند. درواقع تا وقتی مشکلات فراوانی در کشور خودمان وجود دارد، این گرایش بیشتر ناشی از نوعی نگاه استعمارزده است.
رادانوویچ گفت: تنها یک استثنا در مسیر کاریام دارم: زمانی که در کوبا تدریس میکردم، یک سال در آنجا زندگی کردم و فیلمی مستند ساختم. تجربه زندگی در یک کشور کمونیستی به من حق و دانش لازم برای روایت واقعیت کوبا را داده بود.
او ادامه داد: فیلمسازی یک فرایند ناخودآگاه است. و در روزهای فیلمبرداری بهصورت ۲۴ ساعته درگیر جهان فیلم هستم. تدوین برای من مرحلهای مجزا از کارگردانی نیست، بلکه «آخرین مرحله طبیعی کارگردانی» است. گاهی پس از تدوین، یکی دو روز دوباره به لوکیشن برمیگردم تا تصویری اضافه کنم، اما کلیت کار همانجاست که شکل میگیرد.
رادانوویچ تأکید کرد: چیزی به نام حقیقتِ مستندِ واحد وجود ندارد. حتی همین جلسه را اگر پنج کارگردان فیلمبرداری کنند، پنج نسخه کاملاً متفاوت از «حقیقت» به دست میآید. یکی فقط مدرس را میگیرد، دیگری مترجم را، سومی تماشاگرها را و کارگردانی دیگر ممکن است فقط روی زنان حاضر تمرکز کند.
حقیقت سینمایی چیست؟
او ادامه داد: بنابراین، حقیقت وابسته به نگاه کارگردان است؛ چیزی که به آن «حقیقت سینمایی» میگویند. یک فیلم باید سه ویژگی داشته باشد تا بتوان آن را مستند نامید: کاراکترهای واقعی، لوکیشن واقعی، موقعیت واقعی و این سه عنصر قابل بازآفرینی هستند و بازآفرینی راستینِ حقیقت نه دروغ، بلکه بخشی از زبان سینماست.
رادانوویچ در ادامه با مثالی مهم از بازآفرینی حقیقت گفت: هنگام ساخت فیلمی در کوزوو، بارها شاهد عبور هلیکوپترها بودم، اما نمیتوانستم هفتهها صبر کند تا در لحظه فیلمبرداری، هلیکوپتری واقعی عبور کند. بنابراین تصویر هلیکوپتر را بهصورت کامپیوتری خلق کردیم.
او تاکید کرد: این دروغ نیست؛ بازآفرینی حقیقتی است که آنجا وجود داشت.
این کارگردان تصریح کرد: مستندساز باید به سوژه کمک کند تا جوهره حرفش را بیان کند. من راهنمایی سوژه ها را برای رسیدن به دو دقیقه طلایی یک مکالمه بخشی از کار میدانم و نه دخالت در حقیقت. سینمای مستند باید زبان سینمایی پیچیده تری داشته باشد.
او ادامه داد: همیشه در پی ساخت چیزهایی هستم که قبلاً ساخته نشدهاند و از چالشهای تازه لذت میبرم.




















