به گزارش خبرنگار یکتا هنر، مراسم یادبود و نگاهی دوباره به سینمای مستند زندهیاد ناصر تقوایی در قالب برنامه «شب ناصر» توسط انجمن صنفی کارگردانان سینمای مستند با همکاری خانه سینما شامگاه شنبه ۱۷ آبان ماه برگزار شد.

«شب ناصر تقوایی»؛ بازخوانی میراث مستندساز جنوبی در خانه سینما
مهرداد زاهدیان رئیس هیات مدیره انجمن صنفی کارگردانان سینمای مستند در ابتدای برنامه «شب ناصر» به نمایندگی از انجمن، سخنانی بیان کرد و سپس، فیلمهای مستند «پیش»، «موسیقی جنوب»، «آرایشگاه آفتاب» ساخته زنده یاد ناصر تقوایی به نمایش درآمد.
پس از نمایش این مستندها، نشستهایی با محور بررسی جنبههای هنری، اجتماعی و فرهنگی آثار مستند تقوایی برگزار شد. میثم شاهبابایی عضو هیات مدیره انجمن سینمای مستند ضمن ارائه توضیحاتی مختصر از فیلمهای به نمایش درآمده، از سعید قطبیزاده، نویسنده و منتقد سینما برای آغاز نشست دعوت کرد.
قطبی زاده بیان کرد: موسیقی در جنوب یک سبک زندگی به شمار میرود و اهالی موسیقی به این هنر به عنوان شاخهای تخصصی نگاه میکنند اما در موسیقی فیلم، هر نوع موسیقی باید در خدمت فیلم باشد.

شریفیان: تقوایی تصویری جذاب از موسیقی جنوب نشان داد
سپس محسن شریفیان گفت: آقای تقوایی یک تصویر بسیار جذاب از موسیقی این خطه نشان داد و با نگاه مردمشناسانه خود به ما فهماند موسیقی تنها صدا نیست بلکه قصه زندگی است. او به ما نشان داد که چگونه در کنار موسیقی میتوان به مردم توجه کنیم. شاید اگر آقای تقوایی اربعین بوشهر را به تصویر نمیکشید ما نمیتوانستیم از خاستگاه ممد نبودی صحبت کنیم.
وی با بیان اینکه بخشی از مستند «باد جن» در بندر لنگه و بخشی در قشم ضبط شده است، توضیح داد: در این مستند و همچنین «اربعین»، موسیقی در خدمت فیلم قرار میگیرد و جغرافیا و هویت جنوب نقش مهمی بر عهده دارد. فیلمهای تقوایی باعث شد تا متوجه شویم آیینهای جنوب کشور به چه شکلی است. در واقع جنوبی بودن ناصر تقوایی در نگاه و بینش او تأثیر بسیار زیادی داشته است. او تلاش کرد تا موسیقی و فرهنگ جنوب را معرفی کند. متأسفانه حتی بسیاری متوجه نشدند نوع موسیقی که در مراسم تدفین او اجرا شد، چه بوده است. او حتی در مستند «اربعین» به لباس سفید حین مراسم تدفین اشاره کرده است که برخاسته از مراسم عزاداری جنوبی است که در آن لزومی ندارد همگی لباسهای سیاه به تن کنند اما این موضوع نیز در مراسم تشعیع او انتقادهای فراوانی را به دنبال داشت.
شریفیان خاطرنشان کرد: تقوایی چهره ماندگاری به نام جهانبخش کردیزاده را معرفی کرد و باعث ماندگاری او شد. او بسیار سختگیر بوده است و در انتخابهای خود همواره جزئیات زیادی را اعمال میکرد.

نجفپور: موسیقی جنوب برای فیلمساز نوعی لنگر هویتی به شمار میرود
محمدعلی نجفپور هم گفت: به عنوان مقدمه از خود پرسیدم که در مورد ناصر تقوایی چه میشود گفت. ناصر تقوایی در سینمای مد روز زرد امروز پرچمدار هنر کشور است. موسیقی در جنوب کشور، برای فیلمساز مختص این خطه، نه تنها انگیزه، بلکه نوعی لنگر هویتی به شمار میرود. در واقع موسیقی از ژن مردمان بومی جنوب جدا نیست. برای مثال، در مستند «اربعین» شاهد یک آیین موسیقایی هستیم که سوژه فیلمساز به شمار میرود. نسبت موسیقی با زندگی مردمان جنوب، مانند نسبت شیرینی با قند است و جزء تفکیک ناپذیر زندگی اهالی این خطه به شمار میرود.
وی با بیان اینکه در کارهای تقوایی موسیقی با دوربین یکسان بوده است و نمیتوان میان آنها تفکیک قائل شد، گفت: تقوایی بسیار خوب خط تألیف موسیقی را میشناخت و این مورد در بسیاری از کارگردانهای سینمای ایران دیده نمیشود.
شریفیان نیز با تایید سخنان نجفپور، گفت: در کارهای تقوایی، موسیقی جزئی از کارگردانی است؛ نه خطی جداگانه که صرفاً آهنگساز آن را پیش ببرد. او مستندهایی ساخت که موسیقی در خدمت فیلم و تصویر قرار گرفت، اما همزمان به معرفی و ماندگاری موسیقی جنوب نیز انجامید.

سخنرانان در پایان نشست با اشاره به حساسیت و دقت ناصر تقوایی در انتخاب موضوعات، بر لزوم مطالعه و شناخت آیینهای موسیقایی جنوب پیش از نقد آثار این کارگردان تاکید کردند. این نشست با تقدیر حاضران از نقش تقوایی در معرفی فرهنگ و موسیقی جنوب ایران به پایان رسید.
خاطرات مهوش شیخالاسلامی از دستیاری برای ناصر تقوایی
مهوش شیخالاسلامی در آغاز این نشست به نخستین تجربهی کاری خود در کنار ناصر تقوایی اشاره کرد و گفت: زمانی که فیلم مستند «فرش» ساخته میشد، من تازه از دانشکده هنرهای زیبا فارغالتحصیل شده بودم. فرهنگ و هنر فیلمی راجع به فرش سفارش داده بود و من برای نخستین بار بهعنوان دستیار با ایشان همکاری کردم. پیشنهاد دادم که برنامهریزی نگارش را هم انجام دهم و تقوایی استقبال کرد. طبق آن برنامه، سه ماه یا بیشتر سراسر ایران را گشتیم تا همهی بافتهها و رنگها را ببینیم و فیلمی بینظیر ساخته شد. در این مستند، همه چیز با دقتی مثالزدنی طراحی میشد؛ از نور تا رنگ و حرکت آدمها در قاب. یکی از صحنههای فیلم در کاشان بود. کار بسیار زیبایی از ناصر نور گرفته شد. بازیگر نداشتیم، کسانی بودند که در کار فرشبافی بودند. تقوایی آنها را در نور آفتاب و میان گرد و خاک طوری قرار میداد که با معماری و رنگ در خدمت بافت فرش قرار گیرد. صداهای واقعی بافت، رنگ و معماری همه در خدمت فرم بودند.

وی تصویری زنده از دقت پشت صحنه تقوایی ترسیم کرد و افزود: در صحنهای باید فرشی در رودخانه رها میشد و دوربین از روبهرو آن را دنبال میکرد. همه چیز ابتدایی بود، اما محل را از چند جهت مهار کردند تا دوربین درست در مرکز رودخانه قرار بگیرد؛ دقیقاً همان جایی که تقوایی میخواست. این نوع دقت در صحنهپردازی باعث شد فیلم از لحاظ بصری و روایی به اثری کمنظیر بدل شود.
شیخ الاسلامی درباره مدیریت پشت صحنه تقوایی توضیح داد: بعد از پایان هر روز کاری، تقوایی با قلم قرمز و تختهای مخصوص محلهای قرارگیری بازیگران و میزانسن را یادداشت میکرد. صبح روز بعد، همه میدانستند چه کاری باید انجام دهند. هیچوقت دوربین دنبال جا نمیگشت، چون همه چیز از قبل طراحی شده بود. حتی عنوان مدیر برنامهریزی برای اولین بار در سینما با کار او باب شد.
وی تاکید کرد که این نظم نه از سختگیری، بلکه از عشق به دقت و کار حرفهای میآمد. به غذا اهمیت میداد، خودش سراغ آشپز میرفت تا مطمئن شود غذای گروه خوب آماده میشود. درباره لباسها و رنگ دکور هم دقیق نظر میداد. مثلاً شنیدم در فیلم «ناخدا خورشید» دستور داده بود لنج را دوبار رنگ کنند تا کاملاً مطابق تصور ذهنیاش شود. همین جزئیات نشان میداد چقدر به واقعیت و فرم متعهد بود.

تقوایی و پیوند ادبیات با مستند
شیخالاسلامی گفت: ناصر تقوایی از خاستگاه ادبی برخوردار بود. ادبیات را وارد مستند کرد و مستند را در روایت داستانی غنی ساخت. مثلاً همانطور که در مستند «اربعین» روایت تصویری داستانی میبینیم، در سریالهای داستانیاش هم رگههایی از واقعیت وجود دارد. این تلفیق برای من همیشه جالب بود و در آثارش استمرار داشت. تقوایی در کنار درک عمیق از ادبیات و موسیقی، عاشق فرهنگ ایران بود؛ عشقی که از شناخت میآمد، نه احساس صرف. تسلطش بر سینمای کلاسیک، موسیقی و هنرهای دیگر باعث میشد کارش جامع و چندبعدی باشد. همین جامعیت، روی همکارانش اثر میگذاشت.
وسواس یا دقت؟ ویژگی شخصیتی تقوایی در کار
در بخش دیگری از گفتگو، قطبیزاده از وسواسی بودن تقوایی گفت و از شیخالاسلامی پرسید که این وسواس در کار مستند چگونه عمل میکرد، بهویژه در جایی که بخشی از مستند به کشف و شهود غیرمستقیم با سوژه وابسته است. شیخالاسلامی در پاسخ گفت: در پروژههای زمینی مثل «کوچک خان» یا «فرش»، همه چیز تحت کنترل او بود. هیچوقت چیزی بدون نظر نهاییاش انجام نمیشد. حتی چراغهای برق خانهها را خودش انتخاب میکرد تا حال و هوای قدیمی فضا حفظ شود. خیلیها میگویند این دقت باعث شد تعداد فیلمهایش کم باشد، اما من معتقدم این وسواس، همان هوشیاری او بود. دقتش نشانه عشق به کار بود، نه محدودیت.

تأثیر ناصر تقوایی بر نسلهای بعد و همکارانش
شیخالاسلامی در پایان از تأثیر ماندگار تقوایی بر فضای کاری و دستیارانش گفت: من همیشه حس میکنم در آثار خودم رد پای او وجود دارد. نه به شکل تقلید، بلکه در دقت میزانسن و نظم روایت. تقوایی با منش و رفتار انسانیاش الهامبخش بود. بعد از مرگش، تازه روشن شد چقدر بین همکاران محبوب بود و چقدر روابط انسانیاش تاثیرگذار بوده است.




















