یکتا هنر- محمدصالح حجتالاسلامی؛ در روزهای اخیر، پس از حواشی پیشآمده بر سر انتشار پست توهینآمیز زینب موسوی درباره شاهنامه و فردوسی، فضای مجازی پر از واکنشهای تند اهالی فرهنگ و ادب شد. در میان موج دفاعیات از این اثر سترگ ملی، ادعایی عجیب دستبهدست شد: اینکه فرانسیس فورد کاپولا، کارگردان افسانهای سهگانه «پدرخوانده»، در مصاحبههایش گفته از شاهنامه الهام گرفته است.
اما آیا این ادعا حقیقت دارد؟/ شایعهای که از یوتیوب شروع شد
بررسی دقیق ردپای این ادعا نشان میدهد که منشأ اصلی آن، چند ویدیو در یوتیوب بوده که با تیترهایی احساسی و گمراهکننده منتشر شدند. برای نمونه ویدیویی با عنوان The Persian Epic Behind The Godfather صرفاً بر اساس برداشت شخصی سازنده، برخی شباهتهای داستانی میان خاندان کورلئونه و روایتهای شاهنامه را کنار هم قرار داده بود. اما هیچ نقلقول مستقیمی از کاپولا یا عوامل فیلم در این ویدیو وجود ندارد.
بلاگها و وبسایتهای سرگرمی؛ گسترش یک روایت جذاب
پس از این ویدیوها، چند وبسایت سرگرمی و پاپکالچر مانند WhatCulture و حتی در مواردی ScreenRant بهطور گذرا از شباهتهای تماتیک میان «پدرخوانده» و شاهنامه سخن گفتند. در این متون، بیشتر به ساختار روایی خاندانها، مسئله انتقام و تراژدیهای خانوادگی اشاره شده بود. اما باز هم هیچ سند یا مصاحبهای که نشان دهد کاپولا به شاهنامه ارجاع داده، وجود نداشت. اینها بیشتر شبیه داستانسازی رسانهای برای جذابتر کردن روایت بود تا یک واقعیت مستند.
مدیوم و نوشتههای شخصی؛ وقتی تفسیر جای سند مینشیند
یکی از مهمترین بسترهایی که این ادعا را تقویت کرد، پلتفرم Medium بود. چند نویسنده مستقل در این سایت با مقالات تحلیلی و ادبی، وفاداری و تضادهای خانوادگی در «پدرخوانده» را به نبردهای شاهنامه، حتی رابطه رستم و سهراب یا افراسیاب و خاندان کیانیان، ربط داده بودند. این نوشتهها بهمرور در شبکههای اجتماعی دستبهدست شد و برخی کاربران آنها را بهعنوان «شاهدی قطعی» بر الهام کاپولا معرفی کردند، در حالیکه نویسندگان خودشان هم چنین ادعایی نکرده بودند و صرفاً تفسیر شخصی ارائه داده بودند.
شبکههای اجتماعی؛ از Reddit تا توییتر
ردیت، توییتر و حتی فیسبوک هم به گسترش این روایت کمک کردند. کاربران غیرایرانی با اشاره به شباهتهای روایی میان داستانهای شاهنامه و ساختار سهگانه «پدرخوانده»، بحثهای داغی به راه انداختند. برای مثال، برخی کاربران مرگ سانی کورلئونه را به مرگ سهراب تشبیه کردند. اما در تمام این بحثها، خبری از سند یا نقل قولی از کاپولا نبود. این صرفاً یک بازی ذهنی کاربران بود که جذابیت زیادی پیدا کرد.
آیا کاپولا جایی از شاهنامه نام برده است؟
پاسخ روشن است: خیر. در هیچ مصاحبه، سخنرانی یا گفتوگوی منتشرشدهای از فرانسیس فورد کاپولا، چه در مجلات معتبر سینمایی غربی مانند Variety و Hollywood Reporter و چه در کتابها و مستندهای زندگینامهای، هیچ اشارهای به شاهنامه فردوسی دیده نمیشود. او بارها منابع الهامش را توضیح داده و تقریباً همیشه از رمان «پدرخوانده» اثر ماریو پوزو، تاریخچه مافیا در سیسیل، تراژدیهای شکسپیر و حتی اپراهای ایتالیایی نام برده است. اما هیچگاه شاهنامه در فهرست الهامات او نبوده است.
چرا این شایعه دوام آورده است؟
راز ماندگاری این ادعا را باید در دو عامل جستجو کرد. نخست، عظمت و جهانی بودن شاهنامه که باعث میشود ایرانیان همیشه در پی کشف ردپای آن در آثار بزرگ جهان باشند. دوم، جذابیت تطبیق دادن قصههای خانوادگی و تراژدیهای خونین «پدرخوانده» با شاهنامه است. این شباهتها واقعی هستند، اما شباهت تماتیک الزاماً به معنای الهامگیری مستقیم نیست. درست همانطور که میتوان میان آثار شکسپیر و داستانهای کهن شرق و غرب هم تطبیقهای مشابهی پیدا کرد.
نتیجهگیری؛ یک سوءتفاهم فرهنگی
آنچه امروز در فضای مجازی بهعنوان «الهام کاپولا از شاهنامه» دستبهدست میشود، بیشتر یک سوءبرداشت فرهنگی است تا حقیقتی مستند. این ماجرا نشان میدهد که چگونه یک ویدیوی یوتیوبی، چند وبلاگ سرگرمی و نوشتههای شخصی در مدیوم میتوانند دستبهدست شوند و در نهایت به شایعهای بزرگ تبدیل گردند.
شاهنامه فردوسی بدون تردید اثری جاودانه است که ارزش جهانی دارد و میتواند الهامبخش هنرمندان در هر نقطهای از جهان باشد. اما تا امروز، هیچ سندی وجود ندارد که نشان دهد کاپولا هنگام ساخت «پدرخوانده» به این شاهکار اندیشیده است. آنچه هست، یک بازی ذهنی شیرین در فضای مجازی است؛ روایتی که شاید حقیقت نداشته باشد، اما نشاندهنده جایگاه رفیع شاهنامه در ذهن و قلب مخاطبان ایرانی و حتی غیرایرانی است.




















