یکتا هنر- آزاده فضلی؛ فیلم مستند «آگیرا» ساخته محمدصادق اسماعیلی، همچون دیگر مستند او، «گیسلو» به نقد آسیب اجتماعی و دغدغهای انسانی- اخلاقی میپردازد. لوکیشن این فیلم و شهری که سوژه اصلی این فیلم در آن زندگی میکند، در کرمان، زادگاه فیلمساز است. آسیبهای اجتماعی یکی از مسائلی هستند که میتوانند سوژه فیلمسازان به ویژه مستندسازان قرار بگیرند و در مسیر ساخت یک اثر، مواردی را در قالب پیشنهاد به جامعه هدف مستند و مسئولان ارائه دهند.
«آگیرا» درباره شخصی است که در زمان تولد از بیمارستان دزدیده شده؛ نه سواد دارد و نه شناسنامه و نه … و حالا به دنبال مادر واقعیاش میگردد. روایت این فیلم دوربین مشاهدهگری است که علی را دنبال میکند و مسائلی چون بحران هویت، فقر و اعتیاد را با نگاهی نقادانه به تصویر میکشد.
دیدگاه اسماعیلی به سوژهاش، نه احساسی، نه انتقادی، نه اعتراضی است بلکه تنها به بیان معضلی که علی گرفتار آن است، میپردازد ضمن اینکه فیلم با موضعی بیطرفانه و بدون سوگیری، تنها روایت را جلو میبرد. این ویژگی در «گیسلو» هم قابل اعتنا بود و امضا و سبک فیلمسازی اسماعیلی محسوب میشود.
ساختار روایی «آگیرا» که داستانش بر اساس واقعیت ساخته شده، روایتی ترکیبی دارد و اتفاقاً در برخی سکانسها به نظر میرسد بازسازی هم شده است، این روایت به گونهای است که مخاطب را هدایت میکند و اجازه تفسیر نیز به او میدهد.
فیلمساز مدت زمان تقریباً زیادی را صرف این سوژه کرده است و زبان ویژه خودش را نیز خلق کرده است. علیرغم مدت زمان زیاد فیلم، ریتم و تمپوی فیلم مناسب است و مخاطب خسته نمیشود. قاببندی و حرکت دوربین هم در حال ثبت واقعیت است و هم به خلق احساسات علی میانجامد.
زوایا و قابهای فیلم، نگرانی، استرس و التهاب سوژه را منتقل میگند، فیلمبرداری قابل اعتنای مهدی آزادی فیلمبردار حرفهای سینمای مستند، اغلب در آثاری که حضور دارد، انجام میدهد.
در مورد نسبت این فیلم مستند با «حقیقت» میتوان گفت که در این فیلم واقعیتی روایت میشود که مخاطب چه مسئولان و چه مردم عادی و خانوادهها را به تأمل و تفکر وادار میکند و تلنگری است برای جامعه بزرگ ایرانی. مطرح شدن این آسیب و خلأهایی که به تبع آن ایجاد میشود، یکی از کارکردهای فیلم مستند است که این فیلم به خوبی از پس آن برآمده است.
«آگیرا» به معنای فروزنده و روشناییبخش است؛ نامی که با مضمون فیلم گره خورده است. محمدصادق اسماعیلی در این مستند، چراغی کوچک در تاریکی هویت انسانی روشن میکند؛ داستان مردی که در بیسندی و بینامی، خود را جستجو میکند و در میان بحرانهای اجتماعی، پرسشی بزرگ درباره «وجود» پیش میکشد.




















