یکتا هنر – آزاده فضلی؛ جشنواره فیلم فجر که یکی از مهمترین و معتبرترین جشنوارههای سینمایی کشور است که هر سال به صورت ثابت، ۱۲ بهمن افتتاح میشود و تا ۱۰ روز ادامه دارد. این رویداد علیرغم فراز و فرودهایی که داشته، در زول سال ها جایگاهش را میان هنرمندان، سینماگران و مردم حفظ کرده است و هر هنرمند و فیلمسازی، حضور در این جشنواره را برای خود اعتبار میداند.
از طریق فیلمهای حاضر در این رویداد، امکان به چالش کشیدن ایدهها و دیدگاهها فراهم میشود که میتواند به شکلگیری گفتگوهای مهم در جامعه منجر شود. همچنین، جشنواره فیلم فجر به تماشاگران این امکان را میدهد که با آثار مختلف روبهرو و با فرهنگها و دیدگاههای متفاوت آشنا شوند.
در ادامه، یادداشت هایی کوتاه برای چهار فیلم سینمایی «صیاد»، «بازی خونی»، «سونسوز» و «داد» پرداختیم.
بازیگری که «صیاد» را جان داد
در اینکه جواد افشار در «صیاد» از لحاظ ساختار سینمایی خود متفاوت از سریالها و فیلمهایش ظاهر شد شکی نیست اما نمیتوان از ضعفهایی چون محتوای شعارزده، رنگ و نور نامیزان در سکانسها، صدای مشکلدار، سر و شکل ناقص فیلمنامه گذشت. هر چند به اعتقاد نگارنده شهید صیادشیرازی فیلم «صیاد» به مراتب بهتر از احمد کاظمی فیلم «احمد» از آب درآمده است، در واقع علی سرابی به نوعی نجات دهنده فیلم برآمد.
بازیخونی یا فکرخونی با دوربین پیچشی!
بازیخونی میتوانست یکی از فیلمهای خوب باشد به دلیل اینکه هم به سوژهای مغفول پرداخته و هم از توانمندی بازیگرانش بهره بگیرد اما این سوژه با پرداختنهای سطحی و اجرای ضعیف و همچنین نماهای ممتد و پیچ و تابهای زیاد دوربین، الکن ماند. بازیهای غیرواقعی پیام احمدنیا، سارا حاتمی و ارسطو خوشرزم نیز به این موضوع دامن زد.

پیرمردهایی که درام را ساختند
«سونسوز» از ویژگیهای بکر منطقه حیران اردبیل و دامنههای سبلان بهره گرفته تا هم چشم مخاطب را نوازش دهد و هم با استفاده از نمایش فیلمسازی آماتور توسط سه پیرمرد و تلفیق اینها با شیرینی زبان ترکی، کمدی موقعیتی را رقم بزند تا هم پیام امیدبخش خود را در قالب فیلم ارائه کند و هم لحظاتی مخاطبان را بخنداند.
«داد» نمایی متفاوت از دادخواهی و عدالت
سینمای ابوالفضل جلیلی، سینمایی خاصی است که مخاطبان را در نگاه اول با ساختاری مبتدی و سطحی مواجه و سپس آنها را سردرگم میکند؛ این در حالی است که در این نوع سینما، جلیلی ساختاری دکوپاژ شده و با میزانسن و طراحی دقیق، با نشانههای مختص به خود تعریف میکند. شخصیت اول فیلم، «امکان» نام دارد که در فیلم قبلی جلیلی نیز شخصیت اصلی با همین نام ظاهر شد که اتفاقا این شخصیت، همان امکانی است که جلیلی آن را میسازد تا زندگی عادی خودش را داشته باشد و با همین شخصیت مشکلات، معضلات و مسائل پیشروی جامعه را نقد کند.




















