یکتا هنر- آزاده فضلی؛ از کارهای قبلی سامان علینژادیان، «زمزمههای جنوب» را سال گذشته در جشنواره فیلم کوتاه تهران دیدم که یکی از فیلمهای خوب اکسپریمنتال محسوب میشد، چراکه در دایره فیلمهای اکسپریمنتال قرار میگیرد. «رنگ نخل» هم در ادامه همان تکنیک و فرم فیلم قبلیاش و حتی کمی پیشرفتهتر از قبلی بود. در این فیلم علاوه بر خلق تصاویر منحصر به فرد از نخل (المان تصویری جنوب کشور یا هویت آن منطقه)، با استفاده از تکنولوژی جدید هوش مصنوعی، توانسته به بیان بهتر و در نهایت انتقال مفهوم مدنظرش برسد که سبب شده به سادگی در روایت برسد.
پیشرفت نسبت به فیلم قبلی علینژادیان نیز از همین موضوع نشآت میگیرد، چراکه او به درک عمومیتر فیلمش نزدیک شده است و اتفاقا یک مخاطب عادی و معمولی سینما نیز آن را درک میکند.
او همچنین هویت ایرانی را در این فیلم به نمایش میگذارد، چیزی که نیاز امروز این نوع از سینما (اکسپریمنتال) است تا در دنیا نیز این هویت در قالب ژانرهای دیگری غیر از رئال دیده شود.
علینژادیان، در فیلمهایش امضای خودش را دارد و توجه به ریتم و گرافیک، پرهیز از داستان گویی، فضاسازی، استفاده از تکنولوژی و استفاده از عناصر بصری بومی به منظور ترویج بومیسازی با هدف عبور از مرزهای رایج و متداول بیان سینمایی، از جمله ویژگیهای فیلمهای او محسوب میشود.




















